نامه ‌ حجاریان به همایون‌ شجریان

 

‌چونکه گل بگذشت و گلشن شد خراب

بوی گل را از که یابیم از گلاب

جناب آقای همایون شجریان

درگذشت استاد آواز ایران، محمدرضا شجریان را به شما و خانواده محترم تسلیت می‌گویم. قصد داشتم پس از خاکسپاری آن مرحوم، نکاتی را با شما در میان بگذارم و وظایفی را که به نظرم جامعه هنری ایران از شما انتظار دارد، متذکر شوم.

۱) مرحوم استاد شجریان، زندگی پرباری داشتند. ایشان، اسلاف آواز ایران همچون ظلی، برومند، قمر، تاج، فاخته‌ای، بنان، طاهرزاده و... را از صافی ضمیر خود عبور دادند و سپس، با نوای آهنگ‌سازانی همچون لطفی، مشکاتیان، علیزاده، کلهر و... ممزوج کردند و به این طریق طرفه معجونی به ‌وجود آمد که سال‌های دراز می‌تواند دستمایه آموزش آواز ایران قرار گیرد. بنابراین، اولین انتظاری که از شما می‌رود، این است که با همکاری سایر شاگردان آن مرحوم، ردیف‌های آوازی ایشان را نظم و نسق ببخشید و چنان‌که ایشان خود می‌خواستند، این رویه «شاگردپروری سینه به سینه» را ادامه دهید که این سلسله منقطع نشود.

۲) مرحوم استاد شجریان جایگاهی فراگیر داشتند. افغان‌هایی که با بیدل‌خوانی‌های استاد سرآهنگ مأنوس‌اند، ترک‌هایی که به مکتب شوشا عشق می‌ورزند، کردهایی که با آوازهای رزازی سرمست می‌شوند، عرب‌هایی که با لیلیات شبانه‌های خود را می‌گذارنند، جملگی گوهری را در صوت استاد دیدند که با آن احساس یگانگی می‌کنند؛ گویی شجریان نماینده فرهنگی سراسر منطقه ماست. بر این اساس، شناساندن هر‌چه بیشتر استاد به مردم عادی این کشورها -که اگر رها شوند به سمت موسیقی‌های تُنُک‌مایه روی می‌آورند- شاید وظیفه دیگری باشد که بر عهده شماست.

۳) یکی از کارهایی که شاید در زمان زندگانی استاد باید انجام می‌گرفت و نشد، تهیه مستندی بلند و جامع‌الاطراف از زندگی ایشان بود که من نیز به ایشان پیشنهاد دادم و استقبال هم کردند و کار را به آقای مشکاتیان محول کردند؛ شاهد من هم مژگان خانم هستند. اما نمی‌دانم چرا کار رها شد. اکنون، جای چنین مستندی خالی و ضروری است؛ باید کار را به اهل فن واگذار کرد و «راش‌»‌های نادیده زندگی ایشان را به وی سپرد تا چنین کاری صورت بگیرد.

۴) نکته دیگر درباره سبک آوازی شما و مرحوم پدر است. ایشان، تا حد زیادی وفادار به شیوه قدما بود و به همین‌خاطر شاید بعضی از آوازهایشان که طولانی و با مضامین سنگین است، برای جوانان امروز ملال‌آور باشد. اما‌ سبک شما که خود جوانید و با روحیه جوانان آشنا‌تر، با نشاط‌تر و شاداب‌تر به‌ نظر می‌رسد. اگر‌چه من تمایل بیشتری به کارهای پدر دارم، اما گمان دارم جوانان امروز با شما احساس همبستگی بیشتری می‌کنند. زمانی شنیدم مرحوم پدر درباره سنت‌شکنی‌ها و بی‌پروایی‌های آوازی شما نکاتی را متذکر شده‌ بودند که حکایت از ورودتان به شیوه‌‌های آوازی متفاوت داشت، اما گمان دارم همین بی‌پروایی‌ها و شادابی‌ها باعث جذب جوانان می‌شود تا بعدها از طریق شما به سنت آواز سنتی ما تمایل پیدا کنند. از این‌رو، گمان دارم ضروری است شما و بعضی شاگردان ایشان همین راه نوآورانه را ادامه دهید و بی‌آنکه از سنت سَلَف تخطی کنید، ابتکاراتی جدید در آثار آینده‌ به‌ وجود آورید. برای مثال، خواندن شاهنامه از سوی شما، کاری بود سترگ که فقط از عهده شما برمی‌آمد و تحسین پدر را نیز برانگیخت.

۵) استاد شجریان در زندگی خود همواره جانب مردم را گرفتند و به این خاطر صدمه‌ها دیدند تا ‌حدی که ممنوع‌الصدا شدند و حتی ربنای‌شان را خاموش کردند. ایشان می‌گفتند «من صدای خس‌و‌خاشاکم». به‌ گمانم شما نیز به‌ مرور با این مصائب روبه‌رو خواهید شد! با این وصف، اگر همچون پدر عنصر سیاست را نیز به نگاه موسیقیایی‌تان بیفزایید، مسئله دوچندان بغرنج می‌شود! بنابراین باید راه را آهسته و پیوسته طی کرد. چنان‌که می‌دانیم مرحوم استاد در آغاز راه و به دلیل نگاه‌های سنتی حاکم، از نام خود گذشتند! البته زمانه متفاوت شده است و نمی‌گویم به قول شاملو عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد... که خود نسبت به ظرایف امر آگاه هستید!

تا به اینجا به خود جرئت داده‌ام و تکالیفی را بر شما بار کرده‌ام، اما مرحوم شجریان توانایی‌هایی دیگر نیز داشتند؛ خطاطی، ساختن ساز و حتی گل‌آرایی که نمی‌دانم آنها را هم بر شما بار کنم یا نه... که شاعر می‌گوید:

بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل / چون می‌تواند کشیدن این پیکر لاغر من

ایام‌ به کام.

نظرات جالب مخاطب محترم بنام اشکان که اذعان دارند بیان استاد شجریان در آوازهاش واضح نیست

این سایت مشخصا هیچ سر رشته ای از موسیقی نداره بخصوص آواز ، بدلیل تحلیل‌های سطحی که داره . سایر مطالب این سایت هم مطالعه کردم و بیشتر مثل کانالهای هواداری از یک خواننده و تخریب هنرمند دیگر داره کار میکنه اما ....

ادای دقیق و صریح کلمات هدف از آواز نیست برعکس تصنیف. که اتفاقا اگه تصنیف‌های استاد شجریان رو گوش کنید کلمات کاملا شفاف، واضح و کامل ادا میشه. نامفهوم بودن کلمات در بعضی قسمت‌های آواز از ضعف شجریان در ادا نیس بلکه جز ذات و جوهره آواز ایرانی در بعضی گوشه های بسیار پیچیده در دستگاههای هفت گانه موسیقی ایرانی هست. توضیح این موضوع فراتر از فن و تخصص این سایت هست .

در مورد نظر آقا فرهاد، موسیقی سنتی یک نوع و یا بهتر بگیم یک سبک از موسیقی هست و در حالات کلی سبک فقط در خواندن و آواز خلاصه نمیشه بلکه نوع سازها، نوع اجرا و اشعار استفاده شده و حتی در محل اجرا هم بسیار مهم و تعیین کننده نوع موسیقی هست. که اتفاقا، « فقط » همین سبک سنتی ایران، دارای اصول ، قواعد و ساختار مدون و‌ منظمی هست و بدلیل همین، هر کسی نمیتونه در آواز ایرانی ادعا کنه چون اهل فن راحت میفهمن که فرد ادعا کننده چیزی از موسیقی نمیدونه. برعکس سایر سبک‌های رایج در ایران. امروزه هر کسی که سنتی نخونه میگیم پاپ میخونه! در صورتی که این اصلا پاپ نیس بلکه یک موسیقی من در بیاری از ایرانیان هست مثل سبکی که استاد افتخاری دنبالش کرد که ای کاش هیچوقت این کار رو نکرده بود چون بشدت باعث افت صدای خوبش شد و آخر هم معلوم نشد ساز غربی در موسیقی به اصطلاح سنتی افتخاری چیکاره هست یا برعکس، ساز ایرانی مثل سه تار و همراهیش در پاپ خوندن استاد افتخاری چه تاثیری داره!

استاد شجریان مبدع سبک سنتی نیس اما جز بزرگترین و به اعتقاد اهل فن ، تکنیکی ترین خواننده سنتی ایران بخصوص در بخش آواز محسوب میشه چون با موسیقی سنتی ایران آشنا و بقولی کاربلد بود. تکنیک در آواز یعنی توانایی اجرای تمام گوشه ها در تمامی دستگاههای موسیقی به کاملترین و درستترین شکل ممکن. و این امر هم بدلیل این بود که استاد شجریان حتی در سن چهل سالگی هم بدنبال یادگیری و افزایش مهارت بود . موسیقی سنتی ایران که از هزاران سال پیش وجود داشت و حدود صد و پنجاه سال پیش به همت افرادی مثل دوریش خان، وزیری و.... تا به امروز رسید و شجریان اونو به اوج زیبایی و شهرت رسوند. روحش

 

پاسخ:

 

صحبت هاتون راجع به آواز که بیشتر شبیه جوک هست .

اما

شما که سررشته داری اطلاع نداری خود استاد شجریان چقدر در آثارش از ساز غربی استفاده کرده ؟

شما باید تعیین کنی اکر کسی مثلا پاپ خوند چه سازی حق داره استفاده کنه؟ بخودی خود چه اشکال داره کسی پاپ بخونه و سه تار استفاده کنه؟

من و شما فقط میتونیم نظرمون رو بگیم ،بعنوان یک شنونده عامی یا یک متخصص که در صورتی که ادعا داریم نظرمون تخصصی هست باید دلیل علمی و تخصصی هم بیاریم.

که درمورد اینکه پر موسیقی پاپ سه تار باید استفاده بشه یا نشه گمان نمیکنم بشه دلیل تخصصی آورد حرف شما صرفن یک نظر شخصیه که ممکنه فقط به درد خودتون بخوره