بیان بد شجريان

یکی از ایرادات بزرگ و به نظر من غیرقابل چشم پوشی  آقای شجریان "بیان بد " ایشونه، باید سوال کرد چرا کسی که اینقد بهش استاد استاد میگن متوجه نیست که اهمیت بیشتری بده به بیان صحیح و رسای کلمات . واین در بسیاری از کاراشون محسوسه و ديدم حتي طرفدارای ایشون که به شعر اهمیت میدن و ارزش شعر رو در موسیقی ما میدونن که البته مهمترین هنر در  فرهنگ ماست ، اعصابشون خورد میشه ، بنظر میاد دلیلش باید بی اهمیتی ایشون به شعر باشه ، یادمه در شوی  "پژواک روزگار " كه در شبكه هاي ضاااالٌه ي ماهواره پخش شد ومن در منزل همسايه ديدم  ایشون ادعا میکرد که ماه ها قبل  از هر برنامه به دنبال شعر میگرده ، که به نظر من یکی از اون ادعاهاست! و یا زحمت باطله  چرا که ایشون آخرش میاد  حافظ رو  باز ميكنه و يا علي ...یک یا دو غزل  رو به صورت آواز ميخونه  و  غزل بعدی ریتم رو تند میکنه و حالت تصنیف در میاره ، نمونه ازین جور کارهاهم استاد تا دلت بخوای داره ، آستان جانان ، بیداد ، جان عشاق و اين آخر "مرغ خوشخوان" كه ناقابل 4 تا شعر حافظ خونده ، يادمه تو سريال طنز"زير آسمان شهر" قرار بود بهروز خالي بند كنسرت اجرا كنه  و داشتن براش شعر پيدا مي كردند ، بعد  نصرالله رادش كه يادم نيست اسمش تو سريال چي بود  داشت  ديوان حضرت حافظ رو ورق مي زد . بعد چند دقيقه گقت : قايده نداره  دست رو هر شعري ميذاري  20-30 نفر خوندن ، توجه كنيد كه اونجا  بازيگر طنز با چند دقيقه ورق زدن حافظ متوجه ميشه كه نميشه 1000 بار يك شعر رو خوند اما شجريان نه ، لازمه متذكر بشم كه نويسنده ي اين وبلاگ  حافظ ديوان حافظه  و كمتر كسي در جامعه حتي در بين  اهل ادب و خواص  باندازه اين شخص به حافظ ارادت داره و  ديوان حافظ براش كتاب مقدسه ، اما سخن اينه كه  اگر هم قرار يك شعر تكرار بشه بهتره با سبكي جديد ، و حسي متفاوت خونده بشه نه اين كه  جوري خونده بشه كه تن حافظ به لرزه در بياد و چنان كه ميدانيم اصلا خواننده نبايد بشينه و با فكر شعر انتخاب كنه بلكه معمولا كارهاي خوب در مياد كه در ذهن آهنگساز جوشش كرده باشه  و الا ميشه كار سفارشي و معمولا چيزاي بي حس و غير قابل تاثيري ميشه  ، نمونه اين ايراد هم در آثار آقاي شجريان زياده كه -ببخشيد رك بگم_ مسخره ترينش آلبوم  "فرياد" هستش كه قبلا هم راجبش گفتم  وقتي شعر خفقان " فريدون مشيري " رو ميخونه  شروع ميكنه در دستگاه  " هوار هوار" گوشه ي ""یكي به دادم برسه ""  داد و بيداد ميكنه كه مثلا حس  شعر  رو منتقل كنه كه بنظرم من اتفاق نيفتاده چون زوري نميشه حس منتقل كرد، ... اما بیان بد ایشون:

http://s6.picofile.com/d/8205847476/1f5dabfe-e12d-409e-9c94-6c95576db780/taghlide_nashiane.mp4

در ﺍﯾﻦ ﮐﻠﯿﭗ ﺍﻗﺎﯼ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺭﺧﺸﺎﻧﯽ ﻭ ﻫﻤﺎﯾﻮﻥ ﻭ ﯾﮑﯽ  دوﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺍﺳﺘﻮﺩﯾﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﯾﮏ ﺩﻭ ﺑﯿﺘﯽ ﺩﺷﺘﺴﺘﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺧﻮنهﮐﻪ ﺑﻨﻈﺮ مياد ﺑﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﯽ ﻧﺎﺷﯿﺎﻧﻪ ﯼ ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﻟﺒﻮﻡ ﺩﺭﯾﻐﺎﯼ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﯼ باشه ﮐﻪ ﺩﺭﺳﺎﻝ 68 ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ - ﻭﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ-ﺩﺷﺘﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﺿﺒﻂ ﺷﺪﻩ ایرانه. ﻣﻨﺘﻬﯽ ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﺗﻘﻠﯿﺪﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﯼ ( كه تا همين  چند وقت پيش كه افتخاري گفت "من هيچ گاه  شاگرد ايشان نبوده ام"  همه فكر ميكردند  يه دوره هم شده شاگرد شجريان  بوده) نكات زير رو نشون ميده  :
1 - ﺑﯿﺎﻥ ﻧﺎﺭﺳﺎ ﻭ ﻣﺒﻬﻢ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﯾﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻣِﻨٌوﻣِﻦ ﮐﺮﺩﻥ ، که ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﻫﻤﺎﯾﻮﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ‏
ﺍﻣﺎ بنظرم ﮐﻤﺘﺮ ﮐﺴﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﻌﺮ ﺧﺼﻮﺻﺎ ﻣﺼﺮﻉ ﺍﺧﺮ ﻣﯽ ﺷه .و اين اولين بار نيست كه استاد به روش مِن مِن آواز مي خونه .
2 - بدﺳﻠﯿﻘﮕﯽ ﺩﺭ ﭼﯿﻨﺶ ﺍﯾﻦ آﻭﺍﺯ ﻭ ﺗﺼﻨﯿﻒ ﺑﻌﺪﯼ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ارتباﻃﯽ ﺑﻬﻢ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ، ﺍﯾﻦ ﺑﺪ ﺳﻠﯿﻘﮕﯽ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻭﺍﺿﺢ ﺗﺮ میشه که این کلیپ رو با "دریغا" ی افتخاری مقایسه می کنیم ، واگرجانب انصاف رو رعایت کنیم اصلاقابل مقایسه نیست،کسیکه دریغاروگوش کرده باشه اصلانمیتونه این کار شجریان رو تحمل کنه . 

http://www.irmp3.ir/download/s/eyJjdCI6InhqcjlHa0xEWk5OdWlqQVJaNTVjMmc9PSIsIml2IjoiMjk1M2I3NDFmNWFiYzI3Mzk4YTY0ZDI2MTRlMDY5MmUiLCJzIjoiMjU0Y2ViNzdhZTllMTUxYyJ9.mp3

بایدعرض کنم حداقل سه دلیل داره که  مدعی هستم افتخاری بمراتب بهترخونده:
1 - صدای افتخاری که  اگرچه نیاز به تعریف شجریان نداره،ولی بهرحال بارهاشجریان هم ازش تمجیدکرده.
2-ذوق و سلیقه ی افتخاری در همراه کردن نی ،آن هم نی محزون استادموسوی با اين شعر و دستگاه
3-انتخاب و دستچین کردن رباعیات زیبا و تصنیف سازی چند دوبیتی دیگ  با ارکستری متناسب كه اون تصنيف بوي گل ناميده شد) 
 بماند تکنیک های مختص افتخاری که می تونه ناشی ازاستعداد شخصی و اصفهانی بودنش،یاشاگردی تاج و کسایی و شهناز ودادبه باشه.
اما همونطور كه گفتم نكته ي  تاسف آور ديگه  دراین اجرا تصنیف بعدازآوازه که نه تنهاشعرش تناسب چنداني  با آواز قبل نداره، بسیاربسیاربد آهنگسازي  شده وبقول دوستی ازبادهواخونده.
این نکته که شجریان بسیاربد روی این شعرآهنگ ساخته وقتی بیشترمشخص میشه که این شعر روکه بصورت آواز توسط شهرام ناظری خونده شده گوش داده بشه و ازنظر انتقال حسشعر -تاکیدمیکنم ازنظر انتقال حس شعر- باساخته ی باد هوایی شجریان مقایسه کنیم.
این هم لینک آواز شهرام ناظری باشعر "رو سربنه به بالین تنها مرا رهاکن" 

http://s6.picofile.com/d/8206086692/67d4e5c0-d4bd-4e06-bf14-9ea68e8995d1/ro_sar_bene_be_balin.mp3

 لازم بذکره شایدبعضی بگن هر دوی این خواننده ،یعنی هم استادشجریان و هم آقای افتخاری شاگرد مرحوم دادبه بودند که متخصص خوندن دشستونی بودو بگن این آواز رو اول دادبه خونده و دریغای افتخاری هم بازخوانی آواز خاصي از وانشاد دادبه هستش.
اما اولا باز مسئله رو عوض نمیکنه وبهر حال افتخاری از شجريان بسيار بهترخونده، دوما اون اثر که دادبه دقیقا اين ابیات رو با همین ملوده هاخونده بمانشون بدید مام استفاده کنیم.

برای بارچندم پای پستم مینویسم : ببینیم طرفداران استاد خصوصا اوناکه بعداز88 واله استاد شدن و بجز ربنا که اتفاقی  تورادیو تلویزیون واحیاناشبکه ی فرهنگی فارسی وان گوش دادند هنوز نیمساعت پای روضه خونی استادننشستند میتونن بجزتخریب من و شهرام ناظری و یاکلی بدون استدلال صحبت ها رو رد کنن یا نه باز مثه قبل فحش . . .


ديگر ترك هاي آلبوم دريغاي افتخاري در اين صفحه قابل مشاهده است:
http://www.irmp3.ir/music/album_music/5077/آهنگ-های-آلبوم-دریغا-از-خوانندگان-مشترک

صحبت راجب بازيگري شجريان در شوي پژواك  كه عرض كردم در پست زير  هست به همراه لينك دانلود قسمت مورد نظر ، كه نشونه ي بازيگري شجريانه :
http://antishajarian.blogfa.com/post/16

لطفانظرداده و درنظرسجن شرکت کنید.

شجریانیست ها جواب بدهند؟

دوست ساز-سازی دارم . یادمه اولین بار که رفتم کارگاهشو دیدمش سرصحبت باز شد و وسط بحث منم گفتم یه حرف  کلیشه ای بزنم گفتم ((بله آقا هنر چیز مهمیه )) که خلاصه به ما نمیومد کلی گویی کنیم .
نگاه تندی کرد و لبی گزید و چشم غره ای رفت و گفت : ((نه هیچوقت موسیقی رو با هنرهای دیگه مقایسه نکن .))
((بدون نقاشی میشه زندگی کرد،بدون خط و گرافیک و... میشه اما بدون موسیقی نمیشه به حیاط ادامه داد.))
حالا من صحبتم اینه که کشور ما اگرچه الآن به طرز اعجاب آور افرادی منگل و بیمار به پست های بالاش میرسن که تو محفل رسمی حرف از لولو و آب که باید کجا ریخته بشه میزنن ولی نه در یک دوره بسیاری دوران ها چه قبل از اسلام عزیز و چه بعد از اسلام ،پیشرفته ترین و غنی ترین تمدن های دنیا بودند و از بین شاخصه های فرهنگیش شاید بعداز شعر و ادبیاتش ، موسیقی ورشکسته اش مهمترین شاخصه اش باشه . حالا بیایم ببینیم سهم نسل امروز از این موسیقی چیه؟
خب در کشوری که سرانه ی مطالعه کمتر از دو دقیقه است که نمیشه انتظار داشت همه یا قسمت زیادی از مردم "گره بند قبای غنچه وا کرد" رو بخونن حداقل میشه انتظار داشت که مردم که صاحبان این فرهنگ غنی بودند موسیقی آمیخته با شعرش رو گوش کنند و زمزمه کنند و حال کنند و باهاش زندگی کنند.درسته؟
امری که بسیاری مواقع اتفاق افتاده . مثل اواخر زمان قاجار تا اوایل انقلاب
در این میان خوانندگان و اساتیدی بودند که باهنرشون و سواد و خصوصا انسانیتشون باعث شدنداین کار انجام بشه.
ومثلا طرفدارانشون میتونن این طور باونا بنازن:
طرفداران بنان میتوانند بگویندالهه ی ناز و کاروان و ازون مهم تر "ای ایران"  بنان مانند سرود ملی در حافظه و زبان و ذهن مردم نقش بسته.
طرفداران افتخاری می تونن بگن " در هوای تو" یا همون یارا یارا و "گلهای اطلسی" یا "گل من چندین" یا " ای گل ناز من" و چدین آهنگ دیگه ی افتخاری مدتها سرود ملی و زمزمه ی مردم بوده  و با روانشون بازی می کرده.
طرفداران استاد ایرج و گلپا از " پرنده" ی ایرج و "موی سپید" اسم میبرند.

حالا شجریان؟؟؟؟
بله انصافا ربنای شجریان با گوشت و پوست و خون مردم آمیخته بوده و شایدم الآن باشه.حالا این که چرا  سر از شبکه ی مستهجن فارسی وان درآورده  وبه نظر من اگر بخوای مذهبی نگاه کنی  باید شجریان به جرم  "نعوذ بلله"به ابتذال کشیدن قرآن محاکمه بشه بماند.واقعا قابل گذشت نیست.استاد عزیز درسته هر آدم عاقل و منصف می دونه رسانه ی میلی رسانه ی یک جناح خاص شده که فقط تو هشت سال دولت پرفسور احمقی نِژادمیلیارد ها پول مردم رو بلعیدند و وقتی که با همیت و شعور ومنطق و دانایی افراد مجرب و باسابقه ی انقلابی مثل دکتر ظریف و روحانی تلاش هایی شد تا کشور از حرج و مرجی که ایجاد شده بود در بیاد و سایه ی جنگی که در ادامه ی ورق پاره ها داشت رخ می داد رها بشه و شد افراد نَشُسته ای مانند کامران حلال زاده (که در مصاحبه با آقای دکتر صالحی) نشون داد نمیدونه ایزوتوپ چیه و افرادی بیسواد وفاسد تر از اون میومدن و از سر شکم سیری راجب روند مذاکرات  مزخرفات تحویل می دادند و جوسازی میکردند ، کسانی که قسم خورده بودند تا دکتر صالحی ( استاد همه ی شهدای هسته ای ) رو زیر بتن دفن کنند .
خب شما میگی مثلا آهنگ (ياد ايامي ) رو رو تصاويري نذارند که منافع حزبیشونو تامین میکنه.اکیکاش یک بارمیومدی  و خواهش می کردی شبکه های كثيف  فارسی وان و...هم ربنا رو پخش نکننولی بهر حال از بحث دور نشیم خواستم بگم آقای شجریان که این همه استاد ، استاد بهش الحاق میکنن و مردمیه چند تا آهنگ داشته که بین خاص و عام محبوبیت و معروفیت و رواج پیدا کرده باشه وزمزمه ی مردم شده باشه ، بجز ربنا که خدا رو شکر هم عربیه و ماشالله بیشتر ما مسلمونا بلد نیستیم چار خط قرآن بخونیم وخب لحونشم بسیار دشواره.
آقای طرفدار شجریان لطفا دوتاشو بوگو...

ْلطفا خواننده ي خاموش نباشيد.

شجریان و دو برره -یکی از  کارهای عالی شجریان

این لینک دانلود تصنیف بارون از آلبوم "شب،سکوت،کویر"   استاده که تصنیفش یکی از بهترین کار های شجریانه و من بسیار دوست دارم . اما اولشو نمی دونم چرا اینجور خونده!

http://dl.downallfa.com/download/files/programs/Download1.php?http://www.easypersian.com/shajarian/02_bebar_ey_abre_bahar_shajarian.mp3

خصوصا از دقیقه 4  تا    "4:40 رو دقت کنید وبا کلاس آموزش استاد دو برره مقایسه کنید که بسیار شبیهند.
میخواستم قسمتی که مد نظرمه کات کنم اما گفتم کاملشو بذارم تا دانلود بشه و از قسمت اصلی تصنیف که از حدود دقیقه ی 5 شروع میشه لذت ببرید.

http://s6.picofile.com/d/41d5d7df-ca2d-43bf-a2f1-bf6f248ada30/diu_barare.MP4


 

شجریان بهتر است یا اقبال آذر

http://s6.picofile.com/d/1d1daee4-904b-414a-8d33-ae3573e7941c/ghame_zamane_khoram.mp3 

 

براستی هرکس فایل بالا رو گوش کنه چطور میخواد به شجریان بگه استاد؟

اگرشجریان استاده پس اقبال آذر چیه؟

آیا نباید سر تعظیم فرود آورد بر چنین انسانهایی؟ !

ایا نباید اشک ریخت که استاد یا اصلا بگیم خواننده و هنرمند موسیقی ایران درگذشته چه کسان بودندو الآن . . . شجریان شده نماد فرهنگی ما

و شاهین نجفی

آقای جهاندار ! که بعنوان شاگرد شجریان مثه بقیه ، جز تملق از شجریان من که چیزی از فلسفه ی هنری شما ندیدیم  و میگی:  (( شجریان تو فلان آواز بعداز سنتور میگوید : یا هاهای های . . . اومیتواند کاری کند اساتید تار نتوانند جواب آوازش را بدهند )) اگر این چیزها برای هنرمند آواز ارزش باشد در درجه ی هزارم هم نیست نسبت به آنچه که فضائلی که قمر داشت و اقبال آذر و امثال اونها حداقل به چشم من که اینطوره.

و تاجاییکه دیدم هم اون فضیلت هااز آدم های مرده خوان در نیومده و هم شورو شعف و انرژی و عشق وزیبایی آواز اون ها ناشی از اون بزرگی بی حد و اندازه بوده ،  پدرجان .

 بعدا فایل صحبت های تملق جهاندار رو خواهم گذاشت ، قصدم بود وقتی میذارم نصف نیتم نشون دادن گوشه ای  از هنر شجریان باشه اگر چه حرف دلم رو میزدم که بنطر شخصیم ، اون یاهاهای بعداز سنتور که جهاندار بهش اشاره میکنه برای من تفاوتی با بقیه ی آوازهای دیگه ی مرده و غیرجذاب شجریان نداره.اما با شنیدن این فایل و خوندن نامه ی آخر قمر بیش از بیش به بی ارزشی کارهای شجریان مصر شدم. البته یک کار بسیار احترام انگیز -شاید در عمرش- شجریان  انجام داده و بایدگفت واصلا احساس نکردم بازی باشه و اون احترام و تواضعی بود که در مراسم تجلیل از ایرج نشون داده بودو قبلا براش مطلب گذاشتم که بلاگفا برای چندمین بار بهم ریخت و پرید.اما در نظرمه و حتما دوباره اون مطلب رو خواهم گذاشت. راجب تواضع و رفتار زیبای شجریان در اون مراسم خواهم نوشت همین فعلا کافیه که بگم عشق من فرهنگ شریف تو اون مراسم تمام صحبتشو به تحسین از شجریان اختصاص میده که ایرج رو  پیشکسوت خودش عنوان میکنه و ...

یک نکته در فایل بالا هست و اون در مایه ایه که روانشاد اقبال میخونه و اون بیات ترکه ، زیبایی ، انرژی و مخصوصا تناسب شعری که در این مایه ی آوازی احساس میشه مقایسه کنید با آوازی که در چند پست قبلیم از آلبوم "نوامرکب خوانی"شجریان گذاشتم و راجب عدم تناسب ملودی با فضای غریبانه ی شعر در اون اثر صحبت کردم .جالبه که هر دو هم شعر حضرت سعدی هست.

 

 

اشعاری که اقبال آذر در این برنامه می خواند:

سالها در پی مقصود به جان گردیدیم       دوست در خانه و ما گرد جهان گردیدیم

تا همه شهر بیایند و ببینند که ما             پیر بودیم و دگرباره جوان گردیدیم

                                                                                                          ((سعدی))

 دوستي با  مردم  دانا نكوست                دشمن  دانا به از نادان دوست

دشمن  دانا   بلندت    مي كند                بر زمينت مي زند نادان دوست

عدم تناسب حس شعر با ملودی آواز

کسانی که آشنایی اولیه با موسیقی ایران دارند ، می دونن که از هفت دستگاه و پنج آواز یا مایه تشکیل شده که جزء اون هفت دستگاهند و معروفه که هرکدوم ازین دستگاهها فضای خاص خودشو داره و گوش دادن به آهنگ هایی که در این دستگاه ها ساخته شده حال خود رو می طلبه ، مثلا میگن ابوعطا یا دشتی آوازهای غمگینی هستند و اصفهان آواز شاد ، البته این موضوع بهیچ عنوان مطلق نیست ، مثلا حماسی ترین آهنگ ایران یعنی "ای ایران استاد بنان" در دشتی ساخته شده ، در حالی که در موسیقی ما آهنگ حماسی بندرت  پیدا میشه چه برسه که بخواد در دشتی باشه که همیشه ما رو یاد آواز هایی میندازه که با نی خونده شده ، البته باز تکرار میکنم این موضوع بهیچ عنوان مطلق نیست. 

اما حرف این  من یک چیزه ، آخه این شعر غریبانه ی حضرت سعدی کجاش میخوره که با بیات ترک همراه بشه ؟واقعا این ملودی چه تناسبی با فضای غریبانه ی این غزل داره ،آیا نباید آواز حس شعر رو منتقل کنه؟اگر بنظرشما مهم نیست یا بنطرتون این آواز با فضای شعر هم خوانی داره من صحبتی ندارم.

http://s6.picofile.com/d/037c52ed-0511-4650-961a-49b8a31fb4ec/ghame_zamane_khoram.mp3

متاسفانه کس دیگه ای رو نیافتم که این غزل رو بصورت آواز یا تصنیف خونده باشه تا مقایسه بشه والا بنظرم هرکس دیگه خونده بود - حتی سالار عقیلی یا وحیدتاج یا سراج یا حتی گلریز - اگر بهتر نخونده بود گمون نکنم بدترازین بشه خوند که اونا خونده باشن ،  جالبه که این آواز حضرت استاد در آلبوم "نوامرکب خوانی" هستش که یکی از محبوبترین و معروفترین و بهترین آلبوم های آقای شجریانه و اتفاقا این اثرهم حاصل همکاریش با روانشاد مشکاتیانه ، روانشاد مشکاتیانی که بنظر بسیاری شجریان بعدازینکه همکاریش باهاش قطع شد سنگین تر بود که دیگه نخونه . . . بیداد، آستانان جانان ، نوا که بهترین قطعه های شجریان رو دراین آلبوم هاباید جست .همگی نام پرویز مشکاتیان برش نقش بسته.

 

 

شفای قطع نخاع توسط آهنگ شجریان

ميگن صداي شجريان يه فلج قطع نخاع رو شفا داده ، به اين صورت که يه آلبوم شجريان رو براش گذاشتند. بعد يازده دقيقه بيکلام + سه دقيقه تکنوازي سه تار رو گوش مي کنه وقتي شروع مي کنه به ياهاهاهاهاي  از  رو ويلچر پا ميشه ضبط رو خاموش مي کنه.

۳  شاهکار ارزشی از  استاد محمد رضا شجریان

 ۳ شاهکار ارزشی ازآقای محمد رضا شجریان (ترانه های مشهدی):

نمیخواستم اسم این پست رو جوری انتخاب کنم که بوی طعنه و تمسخر بده ، کلا ذات این کاریعنی گشتن دنبال یک ضعف وچماق کردنش برسرطرف بحث درست نیست، و درست نیست حالا شجریان در مجالسی بعضا (تاکید می کنم بعضا) خصوصی آهنگایی به یاد  یار و دیار خونده ، دست آویز تخریب قرار بدیم اما اینجا آوردنش خالی از لطف نیست و باتوجه به هدف وبلاگ یعنی نقد شجریان ازهرلحاظ که قطعا درموارد مثبتش که کم نیست هم صحبت خواهیم کرد به سه دلیل آوردنش لازم بود :
1-اول این که طرفداران متعصب استاد اگر گذرشون خورد این ویدئو رو دانلود کنن و مثل همیشه که استاد هر کار خوب و بد و عادی -مثه خوندن شعرحافظ- انجام بده ذوق میکنن ، اینجا هم از شعف سرشار بشن که استاد چنین شعری خونده : ((هرچی دم دست اویه توی غذا ها میکنه))
2- نشون داده بشه و یاد آوری : که استاد همانطور که الآن زده به جاده خاکی و چیزای میخونه و کارهایی می کنه که مضحکه مثل "رنگ های متعالی"، در گذشته هم بی عیب نبوده .
3-سوالی مطرح کنیم ،( اگرچه این سوال فقط باعث حمله وتخریب من و کسی که می خوام نامشو بیارم خواهد شد و شاید هیچکس جوابی به جز فحش و توهین وتخریب من به این سوال نخواهد داد )، و اون سوال اینه که اگر این اثرات فوق هنری از طرف مثلا افتخاری یا دیگران انجام میشد طرفداران شجریان چه می کردند؟ کسانیکه وقتی بنده خدا افتخاری اثری زیبا و منحصر به فرد که جزء معدود کارهای طرب انگیز اما با قاعده ودر چهارچوب ردیف های موسیقی ماست را به آهنگسازی استاد فضل الله توکل اجرا می کند که بقول افتخاری ( در برنامه ی شب شیشه ای ) کارهاش چشم بسته قابل خوندنه ، با ترانه سرایی شاعری بزرگ مانند مرحوم حسین منزوی ، چنان بر او می تازند که انگار هر کاری به جزء مرده خوانی در  موسیقی آدم کشیه . اینا چه نامی بر این  اثرها میگذاشتند؟
http://hw3.asset.aparat.com/aparat-video/3496ca0ed1aae57bc8be4c969571fe6156031__72151.mp4

متن ترانه ی مشهدی خوانده شده توسط آقای  شجریان:
عاقبت این زنیکه مشت مو ره وا مکنه
جلوی همسایه‌ها بس به مو دعوا مکنه
بچه‌ها ره مزنه فحش مده تا متانه
مو ازش وفتی م‍پرسم چیه حاشا مکنه
صبحا از ساعت نه آینه ره ور مداره
روی صندق مشینه و خودشه تماشا مکنه
پشت بوم وقتی مره جای مو ره پهن بکنه
جلوی همسایه‌ها پاک مو ره رسوا مکنه
آشپزیش کوفته مره وقتی غذا ره مپزه
هر چی دم دست اویه توی غذا ها مکنه
آب دوغ ره مپزه اشکنه ره دم مکنه
به خنه این زنیکه واخ که چه کارا مکنه
اگه دیرتر برم از حموم و مسجد به خنه
دم در خنه قیامت ره برپا مکنه
وقته بازار مره با سکنه خله و شمسی کوره
حقوق یک ماهم ره خرج اتینا مکنه
چند که به عدلیه مرم بهر طلاق
قاضی عدلیه هی امروز و فردا مکنه

 برای مقایسه ی این که افتخاری بنده خدا برای چه آهنگ هایی مورد هجوم قرار می گیرو و این که افتخاری وقتی می خواهد طرب انگیز بخواند چه می خواند و شحریان در این مواقع چه  ؟ پیشنهاد میکنم هردو فایل را دانلود کنید ، لینک زیر لینک دانلود آهنگ "ساقی" از آلبوم "نسیما" ست که جزء پرفروشترین کارهای موسیقی باید باشه . البته آماری ازین بابت ندارم و طبق بعضی شنیده هاست.اشعار این ترانه معانی مانند تقاضای ساغر از ساقی ، بیان ضعف زبونی و خستگی شاعر و طلب یاری از وی، تمجید از زیبایی ساقی و مواردی ازین قبیل است که از گذشته در ادبیات ما بوده و می تواند معنای عرفانی و یا زمینی برای متصور شد ، مقایسه کنید با مفاهیم ترانه های استاد.
http://dl.irmp3.ir/data/song/Alireza_Eftekhari-Saghi_new-(WWW.IRMP3.IR).mp3

متن ترانه ی ساقی :

ساقیا چه غمگین چه تنها نشسته ام
ساغری ز چشمت به من ده که خسته ام
نشکنی دلم را که در خود شکسته ام

ساغری از آن می که حال آورد به من ده
و آنچه با کرامت کمال آورد به من ده
آنچه آهوان را به شیری کشد بیاور
و آنچه  در زبونی زبان آورد به من ده
همان به که به یک سو نهی پیمانه را
به من از نگه خود دهی میخانه را
همان به که به جز عشق و دیوانگی
کنی از همه چیزی تهی دیوانه را
چشمت ساقی بهار مستی من
با تو باقی بهار هستی من
آری مستم که نقش خودپرستی
بر آب افتد زمی پرستی من
خوشا تو که با من خسته هم زبانی کنی
خوشا تو که با دل من شکسته خوانی کنی
کیم من که دست و پا پیش چشم تو گم کنم
که ای تو که با من گمشده شبانی کنی ...

 

یک پیشنهاد (بسیار خوب و)فوق العاده به استاد شجریان

سیدعبدالجواد موسوی (روزنامه نگار،ترانه سرا و منتقد سینما)طی مقاله ای در روزنامه اعتماد نوشت:
مه آنها كه آثار درخشان و بي‌بديل حضرت استاد را شنيده‌اند. خوب مي‌دانند آنچه اين روزها به اسم استاد به شكل آلبوم در بازار موسيقي شنيده مي‌شود يا به صورت كنسرت برگزار مي‌شود به هيچ‌وجه درخور نام بلند ايشان نيست و نه تنها درخور نام بلند ايشان نيست كه مي‌تواند كارنامه درخشان ايشان را تحت تاثير شايعاتي قرار دهد كه شنيدنش براي علاقه‌مندان و دلسوزان حوزه فرهنگ اصلا خوشايند نمي‌تواند باشد. بدون شك برگزاري اين همه كنسرت و انتشار اين همه آلبوم براي ترويج فرهنگي است كه جناب شجريان عمر نازنين‌شان را بر سر آن گذاشته‌اند.
 
استاد گمان مي‌برند حالا كه شهرت‌شان فراگير شده بايد به بهترين نحو از اين نام و آوازه بلند بهره گيرند و شعر حافظ، سعدي، مولانا و ديگر خداوندگاران كلام فارسي را به گوش طالبان مهر و معرفت برسانند. اين تلاش صادقانه و عاشقانه درخور هزاران هزارآفرين و تحسين است اما خود استاد بهتر از هركس ديگري مي‌داند كه اين حنجره ديگر حنجره دستان و بيداد و گنبد مينا نيست. حالا جواناني از راه رسيده‌اند كه اگرچه سايه استاد هم محسوب نمي‌شوند اما دست‌كم به اقتضاي جواني حنجره‌يي قوي و بانگي بلند دارند.

جواناني كه اگرچه نمي‌توانند خاطره استاد را در سال‌هاي اوج زنده كنند اما درست مي‌خوانند و دقيق و قابليت‌هايي دارند قابل توجه. اصلا همين كه عده‌يي يافت شوند و اين جوانان را با استاد مقايسه كنند يعني درد و دريغ. استاد قرار بود حالا حالا‌ها متر و معيار باشد كه هست اما حيف است اين متر و معيار به دو دوره تقسيم شود. علاوه بر همه اينها چرا هنرمندان ما از سينماگر و موسيقيدان تا عكاس و نقاش نبايد به ورزشكاران اقتدا كنند و اگر نه در دوران اوج لااقل در دوره‌يي كه درخشش گذشته‌شان را ندارند از دنياي هنر خداحافظي كنند؟
اين خداحافظي نه تنها هنرمندي همچون شجريان را از خاطرها نخواهد برد كه بر شأن و شوكت افسانه‌يي او خواهد فزود. آثارش بيش از پيش مورد توجه خواهد گرفت و قدر و منزلتش رفعتي صد چندان خواهد يافت. اين بنده كمترين به عنوان يكي از شنوندگان آثار درخشان استاد دوست نمي‌دارم آثاري از ايشان بشنوم كه خاطره خوب گذشته‌ها را در نظرم كمرنگ كند. از ايشان خاضعانه تقاضا مي‌كنم آخرين كنسرت‌شان را برپا يا آخرين آلبوم‌شان را منتشر كنند. اين آخرين يادگار مي‌تواند همچون آخرين تير تركش آرش باشد و مرزهاي هنر را بيش از پيش گسترده كند. انشاءالله كه استاد
حالا حالا‌ها سايه‌شان بر سر اين آب و خاك مستدام باشد نگران بعد از اينها هم نبايد باشند ماشا الله آنقدر كار منتشر شده، در چنته دارند كه اگر بخواهند تا ١٥٠ سالگي هم هر سال يك اثر منتشر كنند باز هم اثر منتشر شده از ايشان باقي خواهد ماند. همين يك قلم آثاري كه با ني محمد موسوي ضبط كرده‌اند و سال‌هاست به علتي نامعلوم دارند خاك مي‌خورند كافي است تا يك عمر صاحبدلان با آنها خلوتي عاشقانه براي خود فراهم كنند. براي استاد آرزوي عمري پربركت همراه با تندرستي و سلامت دارم و اميدوارم صداي جاودانه ايشان همواره در خاطره فردي و جمعي ما ايرانيان طنين‌انداز باشد . ايدون باد !))

نظر وبلاگ نویس :
گمان می کنم آقای موسوی ( که ظاهرا منتقد سینما هم هست)مودبانه از استاد خواسته تا خودشو بیش ازین  با کارهایی نظیر "رنگ های متعالی " و ساز ساختن ، خراب نکرده کنار بکشه و بنظر من خواسته یا ناخواسته خیلی بد استاد رو تحقیر کرده . باوجودی که در متن ، دائم از استاد تعریف کرده اما در سر تیتر مقاله با گنجاندن کلمه ی " فوق العاده" حسابی کیسه رو بر کمر استاد کشیده .
باشد که استاد خونده باشه و درس گرفته باشه .

اظهار نظر لطفی در باره شجریان

 

محمدرضا لطفی استاد و نوازنده تار و سه تار در گفت‌وگویی که نشریه آسمان آن را منتشر کرده، اظهار داشت: مطالبی را که شجریان در بیرون مرزها و داخل مرزهای کشورمان مطرح‌ کرده، ‌با مطالبی که من گفته‌ام و می‌گویم کاملاً متفاوت است.

 

به گزارش مجله موسیقی ملودی، لطفی گفت:  شجریان از سال ۵۷ و بعد از انقلاب تا امروز بالاترین حجم تولید و بیشترین و موفق‌ترین کنسرت‌ها را داشته است.اگر شجریان قبل از انقلاب یک دهم موسیقی تولید کرده بود، بعد از انقلاب صد در صد تولید داشته است. شخص آقای شجریان اگرچه مانند بسیاری از موسیقی‌دان‌ها دچار مشکلاتی بوده ولی هیچ‌وقت برنامه‌هایش قطع نشده، آثارش منتشر شده، کنسرت‌هایش برگزار شده و همیشه مجوز گرفته است.

 

وی در ادامه اظهار داشت : اولین کنسرت‌های این مملکت را در شهرستان‌ها شخص شجریان برگزار کرده است. خود آقای خاتمی در زمان وزارت‌شان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنسرت اصفهان شجریان حضور داشتند. امروز من شخصاً نمی‌فهمم شجریان به عنوان یک موزیسین موفق که این همه کنسرت داده و کار تولید کرده و آثارش در رادیو و تلویزیون پخش شده و بیش از ۳۰۰ کنسرت خارج از کشور داشته ، چرا اکنون اعتراض می‌کند؟‌ من این را نمی‌فهمم . یک وقت شما را برای سالیان دراز محروم کرده‌اند و با کلی بدبختی یک کنسرت برگزار می‌کنید و هزارگونه مشکل دارید و اعتراض می‌کنید؛ اگر چنین شخصی بخواهد بر روی این مسائل صحبت کند قابل فهم است.

 

این نوازنده تار در ادامه گفت ضمن اینکه من اصلا دوست ندارم هنرمندان‌مان تریبون خودشان را از داخل به خارج از کشور ببرند. به همین دلیل شخص من هرگز با بی‌بی‌سی مصاحبه نکرده‌ام. با صدای آمریکا در طول ۲۵ سال فعالیتم در خارج از کشور به طور مشروط مصاحبه کرده‌ام .
لطفی 
گفت : « بی‌ بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو بین‌المللی فرانسه و یا سایر رسانه‌های آن‌طرفی در ۱۰ سال اخیر مواضع اپوزیسیون به ایران دارند و گاهی اوقات نیز کار را به براندازی حکومت نیز می‌کشانند. این را ما امروز به طور رسمی می‌دانیم و آخرین صحبت‌های وزیر امور خارجه انگلستان همه موید این رویکرد آن‌ها است. طبیعی است وقتی امروز رسانه‌های آن‌طرفی این امکان را به یک هنرمند می‌دهند تا بیاید در بی‌بی‌سی صحبت کند، حتماً باید در درجه اول اپوزیسیون یا نیمچه اپوزیسیون باشد.

من حق دارم دوست نداشته باشم به عنوان یک هنرمند در صدای آمریکا و بی بی‌سی انگلستان که به عنوان دو ارگان دولتی مشغول فعالیت هستند، حرف بزنم. من حتی اگر هزار مشکل در ایران داشته باشم ترجیح نمی‌دهم هرگز در تریبون‌هایی که قصد اصلاح و کمک به مردم ایران را ندارند هم‌صدا شوم. این سلیقه شخصی من است. ولی کسانی که این کار را می‌کنند اگر چه به آن‌ها انتقاد دارم اما کار آن‌ها را ممنوع نمی‌دانم. آن‌ها زندگی و مسئولیت خودشان را دارند. ولی باید مسئولیت را فردی نبینند.

این نوازنده سه تار اظهار داشت : شجریان اگر این مسئولیت را فردی ببیند، مشکل به  وجود می‌آید. این مسئولیت و مشکل، یک مشکل اجتماعی عمومی است و حرف‌ها و گفته‌ها برای نگرانی از وضعیت موسیقی کشور است. اما آن‌چه از گفته‌های شجریان در رادیو استرالیا، بی‌بی‌سی و صدای امریکا دنبال کرده‌ام، تنها در ده‌درصد از صحبت‌هایشان به مشکلات موسیقی اشاره داشته است

لطفی گفت من می‌گویم یک موسیقی‌دان اول می‌بایست دردش خود موسیقی باشد . در این مصاحبه  اخیر مصاحبه کننده   از ایشان می‌پرسد: الان که آلبوم مرغ خوشخوان شما مجوز رسمی گرفته و کنسرت هاتان نیز در ایران اعلام شده مشکلی ندارد ، برخورد شما چگونه است ؟   شجریان از کنار این مسأله رد می شود و جواب قانع کننده‌ای نمی‌دهد

 

وی ادامه داد: به نظر من وقتی پهلوان شدید، مسئولیت شما مسئولیت یک گروه نیست بلکه مسئولیت همه ملت را برعهده دارید.در واقع سخن شما می‌بایست بازتاب سخن همه ملت ایران باشد. من خودم این مشکلات را بعد از انقلاب داشته‌ام و بدون اینکه حتی خبر داشته باشم از اسمم کلی سوءاستفاده شده است. به نظرم چنین حرکت‌هایی بیشتر سیاسی محسوب می‌شود تا فرهنگی هنری ، و این نظر شخصی من است

 

لطفی گفت: اما در مورد شجریان این مسأله کاملاً متفاوت است. شجریان هیچ وقت به‌دنبال ایجاد یک جریان فرهنگی هنری مستقل با شرکت همکاران خودش نرفته است. یک شرکت اقتصادی به نام «دل‌آواز» درست کرده و کار خودش را مانند یک شرکت تولید کننده انجام می‌دهد و درآمدزایی خوبی هم از گذشته تا به امروز داشته و دارد.»
نظر وبلاگنویس :
ا
ین که بقول دوستی هنرمند جایز نیست نقد هنرمند کند بحثیست قابل تأمل از جهتی هم شجاعت وصراحت لطفی دربیان حقایقی که تو فضای تقدس آلود شجریان کمترمطرح میشه قابل تحسینه.فضایی که گاهی خونواده ی کسانیکه همفکر و زیر سلطه ی شجریان نیستند درامان نیستند و موشون تو محیط دانشگاه کشیده میشه و ازین جهت میگم  فضای کثیف،دراین فضاحتمابایددرهنگام صحبت از این آقا آمادگی هراتفاقی رو داشته باشی، باید بگم حداقل دو نفر هم این کار رو کردند که مودبانه به جای جواب به صحبت های لطفی شخصیتشو هدف گرفتند که نسبت به اون دسته که مو میکشند و گوجه پرت می کنند بهتربوده ،که این دو نفر یکی استاد علیزاده بوده و دیگری آوا مشکاتیان که شاید صحبتش از مظاهر "یک کلمه از مادر عروس بشنو باشه" اما بهرحال جهت رعایت عدالت در وبلاگ خواهم آورد و ونقد خواهدشدکه چرامیگیم تخریب شخصیت لطفیه و مغلطه گوییه تا جواب به صحبت های کاملامنطقی لطفی.  اما بهرحال سخنان لطفی در حقیقت همان حر های دل ماست که بخاطرش وبلاگ را راه اندازی کرده ایم خصوصا جاهایی که هایلایت شده .به واقع باید گفت شجریان می توانست به جای این روش انتقاد و خود را " خاص نشان دادن" بیاید و بگوید چرا مثلا به خانم ها مجوز خواندن داده نمی شود ؟ چرا این کار طالبانی و فوق متحجرانه ی نشان ندادن ساز در صدا وسیمارا کنار نمیگذارید؟چرا اگر یک برنامه ی فرهنکی و خوب مثل دستان که با وجود محدودیت هایش در باره ی موسیقی ساخته میشود انقد با مشکل مواجه میشود تا حدی که به تعطیلی کشیده میشه ؟ چرا از شهناز و فرهنگ شریف و یاحقی و بنان کار پخش نمیشود ؟ مگر گلپا چه کرده؟ چه حرف سیاسی  و غیر سییاسی زده ؟ اگر ایرج به خاطر خواندن در فیلم های قبل انقلاب ممنوع الکار شده که خیلی ها در بدترین فیلم های قبل از انقلاب بازی کرده بودند اما چند سال بعد انقلاب دوباره شروع به فعالیت کردند  و اونم در نقش یک زن متدین و...یا گلپا چه هیزم تری به شما فروخته که هنوزم اسمی از او تو صدا و سیما نیست  و البته اگه این کار ها ی نادرست انجام نمی شد قطعا و یقینا  آقای شجریان به این حد شهرت نمی رسید  و این که شجریان به ناگهان و بلافاصله بعد از انقلاب پربرکت « که اگر برای دیگران آب نداشت برای ایشان نان داشت » یکه تاز عرصه ی موسیقی لط و پار شده ی ایران شد بهترین دلیل این ادعاست . و صد البته که در کشور ما ازین کار های زیبا کمت دیده میشه و چیزی که بیشتر ازین تواضع ها و فداکاری ها جلب توجه می کنه نمایش بازی کردنه ، بقول حافظ "پوشیدن خرقه هایی که از سر دینداری نیست" بلکه « پرده ایه بر سر صد عیب نهان » که البته همه کم و بیش دارندند و بقول حضرت نیچه « آن کس که چیزی مخفی نمی کند نفرت بر می انگیزد»  متاسفانه اگر چه در تاریخ خلاف این موضوع زیاد بوده اما در مورد شجریان این موضوع که "خود روجور دیگر نشان دادن باعث محبوبیت میشه " بصورت حیرت آوری جواب داده، اما در آینده بیشتر روشن خواهد داد که آیا اون قسمت از جامعه که به وجهه ی بازیگری شجریان توجه کافی نداره همچنان بر منتقدان شجریان خواهد چربید یانه ؟ بنظرم شواهدی هست که نشون میده جریان قابل تاملی در جهت خلاف این روند در حال شکل گیری و قدرت گرفتنه ، نظیر وبلاگ هایی که بر ضد و یا نقد شجریان ساخته شده و من تو پیوندهام گذاشتم و یا مقاله هایی که پیشنهاد میدن تا استاد بیش ازین خودشو خراب نکرده بازنشستته کنه خودشو و شاید در آیندهع متن کامل اون مقاله رو به قلم   در این جا لازم و.بجا میدونم نقل قولی بکنم با یک واسطه از استاد نوربخش و مرتب این نقل قول رو تکرار خواهم کرد چرا که دو جهت اهمیت داره ، یکی به دلیل بزرگ بودن استاد نوربخش به لحاظ فنی  و دیگر این که ایشون جزء نزدیکترین کسان به شجریان بوده )شاگرد و به قولی مدیر برنامه( و اون نقل قول اینه که  :« شجریان را صدایش شجریان نکرده ، بلکه و تدبیرش بود که او را به این حد و مقام) پوشالی (رسونده ».

بنظر نویسنده ی این وبلاگ این سخن رو هم مثل هر سخن دیگه میشه چندین نوع تفسیر کرد . در بد بینانه ترین حالت میشود نون به نرخ روز خوری شجریان تعبیر کرد اما بهر حال چه بدبینانه نگاه کنیم و چه خوش بینانه این سخن رو کم وبیش میشه ازین صحبت استخراج کرد که
صدای شجریان و آواز شجریان و هنرشجریان چندان

آش دهن سوزی نبوده و نیست.


والسلام
علیکم و رحمةالله و برکاته

اندر جواب انان که لحن پاک تو انکارمیکنند

انان  که  لحن پاک تو   انکار  میکنند            خود را به چشم اهل خرد خوار میکنند

تنها  نه خاکیان که ملایک  در آسمان               با   بانگ  ربنای    تو  افطار  میکنند

 امروز دو بیتی بالا رو  خطاب به خسرو روضه خوانان خوندم  و به دوستم "تنها ی کاشانی" ارسال کردم که  ايشونم جواب زیر رو سرود :  

آنان که رنگ  چهره چو  دیوار  میکنند                 پژواک  خودفراخور روزگارمیکنند

با مرده خوانی پیر و جوان را "سنتی"                  بی میل و بی علاقه و بی زار میکنند

خود را به وقت خواندن  آواز  اصفهان                شکل گدای قریه ی  قند،هار   میکنند

خودرا به ابتکار بسی  سازخنده  دار                   منظور خنده  بر سر   بازار   میکنند

بهر   تسلی  غم  سهراب   یا   ندا                      گوگوش  را    مخاطب گفتار  میکنند

از محضر عبادی  و  در  محضر   وثوق              برخاستند    و  آمد  و  رفتار  میکنند

جای    طبرزدی  که  ندارد   تریبونی                  با مجریان  خارجي      دیدار   میکنند

افرادی چون تورا،کسی چون صادق صبا              از بهر   قصد خویش چو ابزار میکنند

 برفحش شاهین نجفی هرکه بوده گوش                 اینک به روضه ی تو سزاوار میکنند

آخر  ندانم  این  همه  یاران  من  چرا                  خودرابر این عجوبه طرفدار  میکنند

 شايد دليل شهرت او این بود  که او                    خودرابغيرذات خوداظهارمي كنند

چون روزه گیرشدندهمه اهل فارسي وان               "تنها "به ربناي تو افطار مي كنند

 

 

 

 

باز  هم استاد ، باز بازیگری  و باز هم تعصب طرفداران


چندی پیش مطلع شدیم که در تهران همایش بین المللی حافظ برگزار شده . ازین بگذریم بقول رهبر انقلاب که راجب همایش مبارزه بافساد پیام داده بود معلوم نیست این همایش ها میخواد چیکار کنه ، وقتی خواننده ی اشعار حافظ که قراره حافظ رو به ما بشناسونه آقای شجریانه که کمتر کسی در داخل  کشور  - بجز طرفداران متعصبش که البته از نظر عددی نسبت به دیگر خواننده های سنتی قابل توجهند اما نسبت به تعدادکل جوانها کم - میتونه به آواز های معمولا خواب آور و کسل کننده اش گوش کنه.آوازهایی که اگر خواب آور و کسل کننده نباشه که هست  تکراری و کلیشه ایه ، همیشه : درآمد پیش درآمد و بعد خوندن گوشه به ترتیب بدون هیچ خلاقیتی از هیچ لحاظ و معمولا با کمترین حس ممکن یاهاهاها ، بماند که قبلش نیمساعت قبلش برم برم بیکلام حوصله رو سر می بره ، دراین شرایط چه انتظاره که یه همایش بخواد حافظ رو بشناسونه ، البته این که ایشون و شهرام ناظری ،که خیلی با شجریان فرق داره ، راه به راه از موسسات خارجی به خاطر نشر فرهنگ ایرانی در بین عموم مردم دنیا. که به مدد استاد امثال شجریان  چیزی جز دروغ و چاپلوسی و دورویی و بازیگری اونم با طعم گدایی و بی روحی و بی نشاطی ازش نمونده جایزه میگیرن بماند که اونم یا بخاطر مسائل سیاسیه یا موسسه صرفا یه دپارتمان کاملا تخصصیه که به هیچ وجه نشونه ی نشر فرهنگ غنی بر باد رفته ی ایرانی در بین عموم مردم دنیا نیست و با این روش هر گز نخواهد شد . البته این خبط رو نمیکنیم که عامل بوجود آورنده ی این فضای سیاه و کثیف دروغ  فقط شجریان یا امثال شجریانه ،  اما این وسط  از سیاسیون و و دلالان وکاسبان عرصه های مختلف که انتظاری  نمیشه   داشت، اما از اهل هنر انتظار نمیره که هر فرصتی بدست آورد به نمایش و بازی بچگانه بپردازه  ، از شاگردان عبادی ، از کسانیکه قدم در راه هنر "قمر" دارند انتظاره که بر خلاف جو موجود قدم بردارند ،  نه این که اونام ازون طرف بام بیفتن .بهرحال شنیده شد که در این همایش استاد دو باره به اجرای تئاتر دست می زنند وبعد از خوندن شعر حافظ که جوری طرفدارانشو سر ذوق میاره که انگار واقعا هیچ کس بلد نیست شعر حافظ بخونه ،به زعم خودش رندانه شروع به مظلوم نمایی میکنند تا جلب توجهی کرده باشند بر خلاف نمایش های دیگه که بعدا بیشتر راجع بهش کلیپ خواهم گذاشت  و در اونا درنقش یه آدم شجاع ظاهر میشه که هیچ چیز خللی در اراده ی پولادینش در راه آزادی واردنمیکنه  ، سپس سخنانی لاطائل گفته نظیر این که "من سال هاست نمی تونم برا مردم خودم بخونم" و ازین جور صحبت ها که با دقت در لحن بیانش هیچ مقصودی نمیشه براش متصور شد جز بازی  برای جلب توجه و متاسفانه باوجود این که ظاهرا و از بسیاری جهات باطنا مخالف حاکمیت موجوده بخاطر تقدسی که برای ایشون بعد انقلاب بوجود اومده کمتر کسی جوابی به اینجور حرفای ایشون میده ، مگر یک بار  لطفی که حرف دل ما رو زد و صحبت هاتشو خواهم گذاشت و البته در اینترنت قابل ره یابیه
واونجایکی هم  نگفته استاد پس این آلبوم ها که شعراشو مو به مو طرفدارانت وحتی منتقدانت مثه بنده حفظند برا کی خوندی ،تا جاییم که من می دونم دونم فقط یکی دو تا  آلبوم ازشما  انتشار رسمی پیدا نکرد   که یکی قاصدک بود یکیم زمستان که یکی از یکی دیگه ضعیف تر بود و در آینده نقد خواهد شد یا مثلا مرغ خوشخوان دیر مجوز گرفت ، اگر به جز این هام آلبوم منتشر نشده باشه چندان تو اصل مسئله تفاوتی نداره. بهرحال قسمتی از این همایش را در گروه تلگرامی که با چند تا دوستان خوب اهل موسیقیم دیدم که آپلود می کنم.اما در مورد آلبوم قاصدک و زمستان آدم نمیدونه به چی تشبیه کنه ، یه نمونه از ایراداش هوار کشیدن استاد در شعر "خفقان" فریدون مشیریه که گویا گمان  کرده اگر داد بزنه حس شعر منتقل میشه ""مشت می کوبم بر در پنجه می سایم بر پنجره ها من دچار خفقانم خفقان"" ،اینجور باشه باید وسط آهنگ  "ببار ای یارون"که من شخصا این آهنگ رو خیلی دوسش دارم  از معدود کارای خیلی تاثیر گذار شجریان میدونم ،‌هی بگه چک چک  یا مثلا تو تصنیف "" گریه کن که گر سیل خون گری، ثمر ندارد "" از ساخته های جاودانه ی عارف باید هر دو دقیقه یه بار صدای گریه گذاشته بشه که البته چون صدای گریه بچه یا صدای شیون خانم ها تاثیر گذار تره بهتره ازین صدا ها استفاده بشه ، من فکر میکنم به استاد علیزاده که احتمالا آهنگساز این آهنگه و که اونم از بسیاری جهات لنگه ی شجریانه باید گفت عزیز دل وقتایی که حس ساخت آهنگ روی یه شعر خاص رو نداری نساز آقا ، شاید اصلا این شعر مناسب ساخت تصنیف اونم در چهاچوب موسیقی ما که بیشتر عاشقانه و عارفانست نباشه خصوصا که بخوای با زحمت و مشقت بسیار دو تا ساز شکسته برداری و این ندای فریاد خواهی یک آدم بی غم مانند شجریان رو نشر بدی وزحمت یه ارکستراسیون آبرومندانه رو بخودندی.
ما میدونیم که آقای کامکارهم در مورد کاریکه با شهرام ناظری داشتند و اشعار نو سهراب سپهری خونده شده بود با تواضع گفته بودند ما در ابتدای راه هستیم و این کلام معنایی جز این بیان ضعف هایی که در این اثر هست نیست چون تصنیف روی شعر نوساختند بسیبار مشکله  ، خصوصا که بدون حس قبلی و احیانا فقط برای اجرای نمایش سیاسی ساخته بشه.
اما این لینک مستقیم دانلود کلیپ همایش :

http://s3.picofile.com/d/50fa88fb-e7e9-4103-9b7a-6a149e225f74/shajarian_hamayeshe_hafez.mp4

سرور دوم:

http://s6.uplod.ir:182/d/2k26fbxj4hvhuf6tswoytyrixix6nrxpv4pzbvzjwercgr75rsqigtq6/shajarian-hamayesh hafez.mp4

وقتی این این کلیپ رو نیک می نگری می بینی بی رو در بایستی بگم  واقعا وضع استاد خرابتر ازین حرفاست ،باید به ایشون گفت استاد آخه یعنی چی نتونستم که مثه همیشه سر وقت بیام ؟ نویسنده ی این وبلاگ شخصا خودش  ختم روز گاره در بی نظمی و بهونه آوردن ، اولا چه لزومی داره منظم بودنتو برخ جمع بکشی ، دوما مگه بار چندمه شما درهمایش حافظ یا هر همایش دیگه ای با این جمع شرکت میکنی که میگی نتونستم مثه همیشه بموقع برسم خدمتتون، ، اینا هیجی ، استاد شما تو تهران زندگی میکنی ، دو ساعت زودتر از خونه بیایند بیرون، ما میدونیم که ترافیکای تهران تقریبا همه یکطرفست مثلا همین همت صبح ها به سمت شرق و عصرا به سمت غرب ترافیک داره، صحبت خود شمام راهی جز این نمیذاره که اعتراف کنید اون قسمتی که راننده اشتباه رفته ترافیک نبوده که زمان کوتاهی به ته اتوبان رسیده مگر این که هر سه تا تو چه جو خوشی بودین که زمان طولانی تو ترافیک اشتباه می رفتید و متوجه نشدید، استاد وقتی از حافظ تمجید میکنه آدم  یاد رضا مثقالی میفته یا همون رضا مار مولک میفته  که در حالی که دستش  تو گوشش بود ،  گوششو پاک می کرد و میگفت من هر وقت مشغول نماز میشم چنان از خود بیخود میشم که متوجه گذر زمان نمیشم  ، گویا ایشون مبنای ارزشمندیه حافظه  کما این که استاد تو همایش تجلیل از استاد شهناز هم جوری صحبت میکنه انگار قراره شهناز ازشجریان اعتبار بگیره ، البته تقصیری هم نداره شاید مقصر علاقمندان  هستن که اونقد بزرگش کردند که گاهی یادش میره یه خواننده ی معمولیه اگر در خوش بینانه ترین حالت قبل انقلاب دهمین خواننده ی گلها بود بعد انقلاب به برکت انقلاب و در خونه نشینی و انزوای مردان و زنان بزرگ هنر   به اینحد شهرت رسیده و شد یکه تاز عرصه ی موسیقی ایران  و راه به راه از شرایط ناله می کنه ، شرایطی که برا هرکس بد باشه برا اون خوبه تا استفاده کنه و آواز های مرده خونیشو به اسم صدای آزادیخواهی به جامعه غالب کنه

آغاز كلام

شروع کلام

سال 82 بود آغاز جوانی ودورانسرخوشی ، داشتم از یه اردو از اصفهان بر می گشتم که راننده یه آهنگ دل انگیز گذاشته بود.آهنگ بی نظیر با شعر زیبا والبته صدای زیبای خواننده که همراه با تکنیک های ماهرانش اجرا می شد واین کافی بود تا منو به دنیایی ببره که برا هرکسی به این اندازه قابل تجربه نیست.باعث شد روح موسیقیایی من که قبلا به شکل تلاوت قرآن بروز کرده بود به شکل دیگه بروز کنه.
این شد که به آهنگ هاش که تو صداوسیما یا جاهای دیگه پخش می شد حساس شدم و هر بار بیشتر مطمئن می شدم که اون هیچ کاری رو بی جهت انتخاب نمی کنه و هر کاری که ازش می شنیدم از دیگری زیباتر بود.
.
.
.
تا این که...